X
تبلیغات
زانيار

زانيار

طرفداران زانيار

این هم زانیار وسیروان هستند در کنسرت فریدون آسراییی

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 16:35  توسط پانیزا  | 

زانیار و سیروان

پنجشنبه 3 تیر 1389  12:06 ق.ظ





پس از آلبوم موفق "بی تو تنهام"امیر یگانه با یک تک آهنگ شاد و ریتمیک بازگشت.


یگانه که چندی پیش در مصاحبه ای گفته بود که دوست ندارد کسی غیر از سیروان تنظیم کارهایش را بر عهده بگیرد و حالا پس از اولین آلبومش "بی تو تنهام" و در اولین تک آهنگ شاد و ریتمیک خود(که ملودی اش کم شبیه عشق من باش از بهنام صفوی نیست) به سراغ زانیار خسروی به عنوان ترانه سرا،آهنگساز و تنظیم کننده رفته است.تنظیمی که جنس سیروان بود را داراست اما نمی تواند همان المان های سیروانی را تکرار کند.

زانیار خسروی قبل از تنظیم این تک آهنگ، یکی از آهنگ های خودش را تنظیم کرده بود که پس از آنکه از آن اقبال چندانی نشد،تنظیم کارهایش را به برادر خود سیروان خسروی سپرد.
در این تنظیم زانیار سعی کرده است ریتم کار را خوب حفظ کند که به نظر می رسد او به خوبی از پس این کار برآمده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 16:31  توسط پانیزا  | 

همکاری زانیار و فرید در طفره نرو

ریزه کاری های یک کارگردان ...

 

 

.:: امید محمودزاده ابراهیمی،اختصاصی هنر هفتم ::.

 

از زمانی که ویدئو موزیک "طفره نرو" از زانیار خسروی  دیده شد همگان انگشت به دهان ماندند که Fred که کارگردانی این اثر را بر عهده داشته است کیست و این کلیپ چگونه ساخته شده است؟ آیا زانیار کارگردانی کارش را به یک غیر ایرانی سپرده است و برای ضبط کلیپ به کشور دیگری رفته است؟

اما نام Fred در کلیپ دیگری هم خودنمایی میکرد و آن کلیپ چیزی نبود جز "یه مشت سرباز" از سروش هیچکس که به دفعات متعدد از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان  پخش میشد.تکنیک های جالب و تصویر برداری خلاقانه این کلیپ ها همگان را به این فکر انداخت که این کارگردان حتما ایرانی نیست در حالی که اینچنین نبود.

Fred یا فربد خوش طینت، متولد 20 مردادماه 1367 در تهران است.دیپلم آکادمیک از مدرسه صدا و سیما گرفته و دیپلم دستیاری کارگردانی از دانشگاه جامع علمی-کاربردی

او کارش را با تدوین یک انیمیشن در مهرماه سال 82 آغاز کرد و پس از آن به حوزه علاقه کاری اش یعنی ویدیو موزیک و تیزر پرداخت و یک سال بعد تدوین کلیپ "تریپ ما" از سروش لشگری را بر عهده گرفت.از دیگر کارهای او در حوزه موزیک ویدیو می توان به  "خوش اومدین به تهران" ، "اصرار" ، "نوشتی" ، "غم نامه" ،"یه مشت سرباز" و "طفره نرو"  اشاره کرد که این 2 مورد آخر حسابی چشم بینندگانش را به خود جلب کرد.

فربد در توصیف ویدیو موزیک "طفره نرو" چنین می نویسد:

 

این تکنیک که من در این ویدیو استفاده کرده ام در تمام تاریخ سینمای ایران ، هرگز استفاده نشده است. من واقعا عاشق این ویدیو هستم. رنگ ها و تکنیک  ها بسیار متفاوت است . من ویدیو به ویدیو آن را بهبود بخشیدم.



 ایده این بود که در تمام ویدیو  ما زانیار را در کل پارتی پوشش بدهیم و در همه جا  ما تعداد زیادی از او و جمعیت در حال افزایش خودش را بینیم!شما می توانید این مورد را در شات کنسرت را ببینید.



دو روز برای تصویربرداری و 1 ماه برای ویرایش

 

شاید باورش برای خیلی ها مشکل باشد که کل کلیپ زانیار در همین تهران و فقط در 2 روز فیلمبرداری شده باشد و حاصل چنان باشد که لقب بهترین کلیپ سال و این سالها را از آن خود کند.

فربد در ریزه کاری تبحر خاصی دارد و کلیپ های او سرشار از جلوه های ویژه رایانه ای و ریزه کاری هایی است که اگر دقت لازم را نداشته باشید اصلا به آن پی نخواهید برد. اینکه زانیار در "طفره نرو" با یک لباس و چندین کپی و فقط در یک شات حضور دارد نشان از ریزه کاری های کارگردان آن دارد.

رنگ بندی کارهای فربد بی شک شما را یاد سری فیلم های ماتریکس خواهد انداخت مخصوصا وقتی با تکنیک حرکت آهسته در کلیپ "طفره نرو" ترکیب شود.رنگ سبز تیره در "طفره نرو" خودنمایی خاصی می کند و جلوه جالب و زیبایی به کلیپ بخشیده است.در شات کنسرت هم که اوج هنر فربد تکمیل می شود و شما صدها زانیار را در کنار هم در و در حال حرکت می بینید.

 

تبریک به فربد خوش طینت بابت کارهای حرفه ای که تاکنون کار کرده است.شاید الان بتوانیم به جرات بگوییم او بهترین کارگردان ویدیو موزیک در ایران است.

 

 

به فربد ایمیل بزنید(Fkhoshtinat@gmail.com) و سایت شخصی اش را ببینید:(سایت تمام انگلیسی است)

www.puca.ir

 

جوایز فربد:

 

• 1383 دیپلم افتخار ؛  رقابت های فرهنگی و  هنری ؛ ایران ؛

• جایزه دوم ، 1383 ؛ همبستگی ملی و عمومی مسابقه صمیمیت و همدلی ؛

• جایزه دوم ، 1383 ؛ بیست چهارمین مسابقه فیلم های کوتاه از دانش آموزان ، تهران ، ایران ؛

• جایزه اول سال 1383 ؛ چهارمین مسابقه فیلم های کوتاه از دانش آموزان فیلمساز ایران ، ایران

• سال 1384 ؛ چهارمین جشنواره بین المللی پویانمایی تهران ، ایران


آخرین خبر از فربد:

گزارش شهروند از فستیوال فیلم نور ـ لس آنجلس


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 14:14  توسط پانیزا  | 

سال نو مبارک

بیل و کلنگ و کاردک سیمان و سنگ و آهک اسفالت گرم و غلتک

           عید شما مبارک

همان طور که گفتم عید شما مبارک و یک خبر نسبتا تازه از زانیار خسروی

زانیار آهنگ جدید و بیس داری که خیلی هم زیبا است بیرون داده به نام

هیبنوتیزم  بهتون پیشنهاد میکنم که حتما دانلود کنید

دانلود را میتوانید از سایت اختصاصی زانیار دانلود کنید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 11:55  توسط پانیزا  | 

بيوگرافي سيروان


 


سيروان خسروي متولد مرداد ماه 1361 تهران ، فراگيري موسيقي را


از سن 11 سالگي اغاز کرد.


نخستين استادس در موسيقي به مدت 4 سال ، اوي جونيو موزيسين


ايتاليايي و نوازنده ي کلاسيک پيانو و کلارينک بود که سيروان را با


تئوري موسيقي و نوازندگي کيبورد اشنا ساخت.


پس از ان و در سن 16 سالگي با شرکت در کلاسهاي موسيقي


کاوه يغمايي اصول نوازندگي و اهنگسازي در سبک راک را فرا گرفت.


سيروان از سال 1379 به شکل حرفه اي به کار تنظيم موسيقي ، اهنگسازي


 و صدا برداري پرداخته و تا کنون با خوانندگان و اهنگسازان مختلف همکاري


 داشته است.



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 14:5  توسط پانیزا  | 

مصاحبه

 در اولین دیدار با این 2 «داداش» باورت هم نمی شود که مثلا این همان سیروانی است که آن همه آهنگ های پر ضرب و مولد فاز برای خواننده های مختلف تنظیم کرده و در واقع پرداخته است، درست به یکی از ترانه های آرام و غافل گیرکننده توی آلبوم قبلی اش- «تو خیال کردی...»- می ماند؛ محجوب و تا اندازه ای سربه زیر. جالب این که زانیار- داداش کوچیکه- تازه آرام تر هم هست، شاید به این خاطر که هنوز در مجامع عمومی و رسمی به عنوان یک موزیسین یا خواننده ظاهر نشده، خلاصه این 2 برادر موزیسین که «قطعا» خیلی ها هنوز نمی دانند برادر «هستن»، غیرقابل پیش بینی اند «حتما». سیروان و زانیار مثل 2 داداش کاملا معمولی، کنار پدر و مادرشان در یکی از مجتمع های شهرک غرب زندگی می کنند و هر کدام اتاق جداگانه خود را دارند، 2 برادر خیلی معمولی که البته «همیشه توی زندگی بلندپرواز بودن و چیزایی که دل شان می خواسته خاص بودن»؛ این را گزارش پیش روی تان از یک روز عصر با این 2 داداش به شما می گوید، گزارشی که با آن می رود بالا ضربان قلب تان «کم کم» به این خاطر که احساسات این 2 برادر دچار نوسانه «قطعا».

 

 افسانه برادران از پرونده موسیقی پاپ87،سیروان و زانیار خسروی

 


برای شنیدن آلبوم تازه سیروان خسروی با عنوان کنجکاوی برانگیزانه «ساعت 9» به خانه سیروان این ها در یکی از مجتمع های مسکونی شهرک غرب رفتیم، خانه ای که جلوی در ورودی شان، توی پاگرد، از یک پایه کی بورد به عنوان جاکفشی استفاده کرده اند، بیش تر نشان می دهد که یک خانواده گرم و به شدت صمیمی اند که 2 پسر موزیسین با اختلاف سنی خیلی کم- سیروان متولد 1361 و زانیار 64 ای است- دارند. برای شنیدن چند قطعه از آلبوم «ساعت 9» طبیعتا به اتاق سیروان می رویم، اتاقی که مشهور است به «استودیوی شخصی» سیروان که تمام تنظیم های مدرن او برای خواننده های دیگر- مثلا قطعه «وایسا دنیا»ی رضا صادقی- لابد با همان کی بورد ساده، کامپیوتر و سیستم استریوی ساده او در اتاقش انجام شده است. زانیار که شعر 4 قطعه از آلبوم تازه سیروان را گفته و آهنگسازی 2 ترانه را هم انجام داده، با سینی چایی و نسکافه پیش مان می آید تا بیش تر معلوم بشود چقدر رابطه آن ها شبیه به رابطه 2 برادر عادی یک خانواده صمیمی است که توی این چند سال به هیچ طریقی اجازه نداده اند روابط چرک و جاری در عرصه موسیقی بر آن ها و سطح سلیقه شان تأثیر بگذارد. از سیروان که می پرسیم از چه موقع با هم موسیقی کار می کردید، می گوید؛ «اگر منظورتان یادگیری است که اصلا موسیقی را با هم شروع کردیم، حتی یک استاد داشتیم و جفت مان هم با کی بورد راه افتادیم، من 11-10 ساله بودم و زانیار خب 3 سال کوچک تر بود، اما اگر منظورتان همکاری حرفه ای است، اولین همکاری مان همان ترانه اول آلبوم قبلی ام بود، همان ترانه شش و هشتی که آبروریزی بود!» (همه می خندیم) و زانیار ادامه می دهد؛ «البته من بعد از یک مدت سراغ یادگیری تمبک و سنتور هم رفتم». به زانیار می گوییم که احتمالا ایده های «شش و هشتی»ای که قاطی ماجرا می کنی لابد به خاطر تأثیر تمبک است! به طور کلی چقدر روی آلبوم قبلی سیروان نظر دادی؟ که سیروان جواب مان را می دهد؛ «زانیار نظرهای زیادی داد، مثلا یک ملودی زیبای وسط قطعه «یه آرزو بود» که با صدا اجرا می شود، نظر زانیار بود» البته این که سیروان چه اندازه از ایده های داداش اش را با توجه وسواسی که در حین کار دارد، اجرا می کند اهمیت دارد که بلافاصله با شیطنت خاصی جواب می دهد؛ «مثلا 15 درصد» و بعد هر 2 می خندند.


فیلم و فوتبال زیرزمینی!

 

 

«وسط ماجرا یکهو زانیار بی خیال موسیقی شد» زانیار؛ «رفتم سراغ فوتبال!» از او می پرسیم که حرفه ای بازی می کردی؟ می گوید؛ «توی تیم نوجوانان وحدت بودم و بعدش در جوانان فجر بازی کردم، سال 76- 75 هم بود که در تیم تهران الف بازی می کردم تا موقع کنکور که بی خیال فوتبال شدم»، از برق چشمان زانیار پیداست که الکی بی خیال چیزی نمی شود؛ «یک شرایط جدید که پیش می آمد مجبور می شدم قبلی را بی خیال شوم، جفت شان با هم نمی شد» همین جاهای گپ و گفت مان است که زانیار فاش می کند در دانشگاه رشته حقوق خوانده و اصلا یکی دوتا از ملودی هایش را توی همان سال ها ساخته و شعر گفتن را از اولین آلبوم سیروان شروع کرده است. سیروان بلافاصله می گوید؛ «آره، همه آزمایش هاش رو روی آلبوم من انجام داد!».

از تمام حرف های سیروان و آهنگ های زانیار می شود حدس زد که او و زانیار یک جوری مکمل هم اند یعنی سیروان نمی گذارد زانیار زیادی رو به زردی و سطحی شدن برود و برعکس آن زانیار هم سیروان را به سلیقه مخاطب عام نزدیک می کند، سیروان در این مورد می گوید؛ «توی زندگی عادی مان هم همین طوری است، مثلا سر لباس پوشیدن هم زانیار نظرهای قرتی تری می دهد اما در عمل من قرتی ترم!»، زانیار؛ «مثلا 3 سال مدل موهای من هندریکسی بود و بعد که کوتاهش کردم از سیروان خواستم که مدل موهایش را همان فرمی کند» ظاهر آرام و محجوب زانیار و سیروان درست برعکس آهنگ های پرضرب شان است، آن ها در عرصه موسیقی حاشیه ندارند، نکته ای که تقریبا تمام موزیسین های پاپ سعی می کنند که داشته باشند، سیروان؛ «حاشیه ساختن که کار سختی نیست»، زانیار اما ایده های جالبی در مورد جنس آثار زیرزمینی هنری دارد؛ «9/99 درصد زیرزمینی ها به خاطر بچه معروف شدن کارهای شان را ارائه می کنند مثلا اگر فوتبال زیرزمینی هم داشتیم همه می رفتند فوتبالیست می شدند یا مثلا فیلم زیرزمینی قطعا کلی بازیگر تحویل مان می داد»!

سبکی که زانیار در ترانه هایش استفاده می کند، یک چیزی بین سبک رپ و هیپ هاپ است البته جوری که به سوی ترانه های سطحی به شدت رواج یافته نرود، هوشمندانه ریتم و قافیه هایش انتخاب شده با این تفاوت که اصلا سطحی نیست، او می گوید؛ «قصه ترانه های من حالا از نوع آن تحقیقاتی که مد شده توی مصاحبه ها می گویند نیست اما گاهی شده بعد از 2 ماه می آیم شعر را دوباره می خوانم، با 2 خط اش حال نمی کنم و آن را عوض می کنم. نه شعر مستهجن (زانیار این کلمه را با طنازی ادا می کند) و مبتذل دوست دارم و نه ارزشمند و مثلا فاخر، شعر راحت را دوست دارم اما تا جایی که بتوانم کلمات را سخت انتخاب می کنم، یک سری کلمه ها و عبارت هایی مثل «طفره» یا «احساساتم دچار نوسان» (!) که یا جایی استفاده نشده یا اگر شده انقدر سطحی از روی آن گذشته اند که انگار نشده».

 

هنوزم نمی خوام که با تو هم صدا بشم!

 

«ما یه اخلاقی داریم که اگر همه بگویند این آهنگی را که ساخته ای، تندترش کن، ریتم اش کند است، ما تازه کندترش هم می کنیم» این حرف ها را زانیار بسیار هوشمندانه (درست به مانند معنی اسم اصالتا کردی اش که یعنی باهوش) به مان می گوید، آن هم به خاطر این که گویا رفقای شان به آن ها گفته اند که ریتم و تمپوی قطعه «طفره نرو» کند است و قطعه ای به سبک بندری بستکی با این ریتم کند قدری ریسک می طلبد و خب می دانیم که «دل کندن» از علایق و سلایق، برای این 2 برادر وسواسی و تیزهوش ریسک است قطعا.

نکته ای که توی همان اولین مواجهه با سیروان و زانیار نظرها را جلب می کند این است که آن ها جدا از پدر و مادرشان زندگی نمی کنند؛ «خیلی برایم سخت است که فعلا از خانواده جدا بشوم، باید تنهایی غذا درست کنی و ظرف بشوری و رفقا مرتب دورت جمع می شوند و خب طبیعتا کار و زندگی تعطیل می شود، مرتب هم که با رفقا ارتباط داشته باشی بعد از یک مدت همه می توانند کارهایت را پیش بینی کنند، اصولا دوست دارم همیشه یک ذره علامت سؤال باشم برای همه تا حرص شان در بیاید» وقتی از او می پرسیم این جوری همه خیال نمی کنند که داری قیافه یا ژست می گیری؟ می گوید؛ «خب، بعضی موقع ها هم آره، توی ژستم، بستگی به آدمش دارد، اما اصولا این جور آدمی نیستم مگر این که لازم باشد».

زانیار می گوید که سیروان اگر کاری نداشته باشد بیش تر توی خانه و مشغول کار موسیقی است اما او برعکس سیروان زیاد توی خانه نمی ماند، گاهی هم پیش می آید که هر دو توی خانه هستند و آن موقع با هم حرف می زنند و بدون شک مثل هر 2 برادر دیگری با هم دعوای شان هم می شود اما آن را به کار ربط نمی دهند، زانیار راجع به دعواهای شان می گوید؛ «بحث کار جدی است، اگر قرار باشد به خاطر دعوا کارمان به هم بریزد که کار تعطیل می شود و اصلا نمی توانیم به هم اعتماد کنیم مثلا بعد از دعوا من بگویم اگر این کار را کنی آن شعر خوبه را ازت می گیرم یا مثلا سیروان به من بگوید آن تنظیم را ازت می گیرم ها!».

اصولا برای هیچ خانواده ای کار هنری و فرهنگی کردن یک شغل مناسب به حساب نمی آید، این را همه مان یک جوری لمس کرده ایم، وقتی در این مورد از سیروان می پرسیم، می گوید؛ «راضی هستند، کارهایم را دنبال می کنند، بخصوص مادرم که خیلی کارهای من را دوست دارد ولی به طور کلی تا قصه به پول نرسد هیچ چیز برای خانواده جدی نیست، مثلا برای خود من این اتفاق 2 سال قبل افتاد و خانواده کارم را جدی گرفتند» زانیار؛ «بحث روی مخالفت با خود موسیقی نیست ها، اگر نه که اصلا ما را مرتب به کلاس نمی فرستادند، بحث روی مسأله شغلی موسیقی است که معمولا بین خانواده ها کار اصلی حساب نمی شود» وقتی هم به آن ها می گوییم شاید به خاطر تحصیلات دانشگاهی به تان زیاد گیر نمی دهند سیروان می گوید؛ «نه، مسأله اصلی همان پول درآوردن است که اگر حل بشود، همه چیز حل است».

 

 

 

دوئل های هیجان انگیز 2 داداش دچار نوسان

 

توی روز روشن؟!

 

سیروان: الان زانیار را توی خیابان بیش تر از من می شناسند.

زانیار: وقتی ترانه های خودم را توی خیابان یا روی زنگ موبایل ها می شنوم احساس خوبی دارم اما وقتی من را می شناسند، نه، راحت نیستم، چون نسبت به کسی که یک خورده مشهور بشود اکثرا جبهه گیری می کنند. من گوش های بسیار تیزی دارم و حواسم به همه صداها و حرف های اطرافم توی خیابان هست، مثلا خانمی رو به شوهرش می گوید؛ «این همون خوانندهه هست ها، بذار بریم عکس بگیریم اما شوهره می گوید؛ «تو بی خود می کنی»! (می خندند)... من از 100 نفری که توی خیابان می بینم می دانم که 40 نفرشان من را شناخته اند، از آن 40 نفر 5 نفرشان حتما واکنش مستقیم نشان می دهند که از آن 5 نفر هم 3 نفر عکس و امضا می گیرند اما 2 نفر تیکه و متلک می اندازند، انگار می خواهند بگویند که حالا زیاد هم خودت را نگیر که معروفی!

 

سیروان: لباس باز نیستم اما لباس زیاد دارم و خیلی هم دوست شان دارم. اما به طور کلی روی مد پیش نمی روم، مگر این که از چیزی خوشم بیاید و بپسندم، حالا برجسب اتفاق مد هم باشد، اما اگر چیزی خز شود اصلا طرف اش هم نمی روم، آن قدر هنری فکر نمی کنم! (می خندد)

(وقتی از آن ها می پرسیم که عادت دارند لباس های همدیگر را بپوشند؟ سیروان بلافاصله می گوید؛ نه، اصلا و درست همین جاست که زانیار روی صندلی اش می چرخد و نگاهی به روی جلد آلبوم می اندازد و می زند زیر خنده! بعد سیروان هم می خندد... تصویر روی جلد آلبوم «ساعت 9» عکسی است که سیروان با کت زانیار انداخته است)

زانیار: دروغ توی روز روشن؟! اما به طور کلی کم پیش می آید که لباس های همدیگر را بپوشیم. لباس های مان هم اصلا خاص یا خز نیستند، خیلی آدم معمولی هستیم.

سیروان: و آهنگ «آدم معمولی» آرش سبحانی را هم خیلی دوست داریم.

 

سیروان: هیچ جوری نمی توانم به هیچ کس اعتماد کنم، نه تنها توی کار موزیک که توی هیچ چیز و این خیلی بد است، از حالا غم ام گرفته که اگر آلبوم تازه گرفت، مسؤلیت ام بیش تر خواهد شد و لابد باید 3 تا بشوم، یکی کار موسیقی کند، یکی زندگی و آن دیگری مثلا ورزش.

زانیار: درد دل شخصی شاید فقط 3 درصد با هم داشته باشیم اما درد دل کاری 103 درصد!

 

سیروان: من قبلا زیاد فوتبال نگاه می کردم و طرفدار تیم ایتالیا بودم اما الان بازیگرانی که دوست داشتم همه کنار رفته اند از فوتبال، مثل روبرتو باجو، اما پلی استیشن زیاد بازی می کنیم...

زانیار: و من همیشه می برم!

سیروان: بدترین باخت ات رو که از مسابقه با من داری! حتی عکس نتیجه رو هم دارم...

زانیار: اون اتفاق بود...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 21:2  توسط پانیزا  | 

چند مورد

زانیار خسروی هنرمند ۱۸۰ سانت قدی ما جدیدا اشعار آهنگ بسیار زیبا ی عشق من باش رو برای بهنام صفوی سروده موزیسین و تنظیم گر این کار سیروان خسروی هست

آلبوم بهنام صفوی به صورت مجاز و دارای مجوز هست

و در همین وبلاگ هم میتونین فایل صوتی موزیک بسیار زیبای عشق من باش رو بشنوین!

تا آپ بعدی.....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:20  توسط پانیزا  | 

زانیار به زودی اهنگ جدید ش با علیش مس و حسین موخته را بیرون میدهد واز اهنگ های جدیدش با علی پیش تاز و حسین موخته میباشد

حتما دانلود کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:31  توسط پانیزا  | 

متن اهنگ اره

من دوست دارم قدر ستاره های اسمون اگه تو دوسم داری بیا و پیش من بمون وقتی تو با من باشی انگار دنیا مال منه همه ی خوشبختیا میاد به من سر میزنه

اره خیلی دوست دارم اره خیای زیاد

اره تو مال منی اره اگه دلت بخواد

من دوست دارم قد ستاره های اسمون اگه تو با من باشی انگار دنیا مانه همه ی خوش بختیا میاد به من سر میزنه

اره خیلی دوست دارم اره خیلی زیاد اره تو ماله منی اره اگه دلت بخواد

اون که میمیره برات دیونته خوده منم حتی نمیتونم یک لحظه ازت دل بکنم

اره خیلی زیاد اره تو ماله منی اره

حالا با من از یک تا چهار بشمر دستا بالا بکن با من تکرار قلبه که با تو میزنه فقط تا چشمم رو توه دیگه نرو عقب

سه حس حس من باسه این که اسمت هست تو ذهن من

حالا گوسفند هارو تو خواب بشمور همون قدر دوست دارم اینم چهار

بگو اره تا بشه دوباره عاشقت بشم این بهترین کاره

عشق من کسی اندازه ی من تو رو دوست نداره حتی نصف من

پس پا به ۱ا بیا تا به ما حسودیشون بشه همه ی ادما

اره خیلی دوست دارم اره خیلی زیاد

اره تو ماله منی اره اگه دلت بخواد

خیلی دوست دارم اره

 

سیروان

اره خیلی زیاد

اره

زانیار

اره اگه دلت بخواد

اره

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:21  توسط پانیزا  | 

متن اهنگ طفره نرو

زانيار

قسم تو من دلمو بستم به تو طفره نرو

بده دلتو دست منو بگو ميدوني قست منو بايد اينو من بت بگم خوشم اومده ازت يكم بيشتر توجه كن به من نزار كه از دس برم

اخه من دوست دارم و يه بيقرارم و كسي كه نميتونه بي تو بمونه عشقم بيا جلوي چشمم

اخه دل به تو دادم و چه خوبه حالم و تو عزيز مني همه چيز مني عشقم باسه عشقت تشنم

 هنوز نميشه باور خودم ان قدر زود عاشقت شدم اگه بموني پيشم تازه عاشق ترم ميشم

تويي دليل همه خوشيام هر جا بريي من با تو ميام فقط يه نگا بكن تو چشام ببين از ته دل تو را ميخوام

اخه من دوست دارم و يه بيقرارم و كسي كه نميتونه بي تو بمونه عشقم بيا جلو ي چشمم اخه دل به تو دادم و چه خوبه حالم و تو عزيز مني همه چيز من عشقم باسه عشقت تشنم

بايد اينا من بت بگم عزيزم با تو هستم تا هميشه مي خلم فكشم بكنم اخه تو نباشي اخه نميشه فقت بيا بزن يه لبخند با تو هستم توي عشقم بعدش ميخوام بگم دوست دارم عاشقتم عزيزم بيا جلوي چشمم

اخه من دوست دلرم و يه بيقرارم و كسي كه نميتونه بيتو بمونه عشقم بيا جلو ي چشمم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:37  توسط پانیزا  | 

براي در يافت جديد ترين عكس هاي زانيار به ادامه ي مطلب مراجعه كنيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:2  توسط پانیزا  | 

بيوگرافي زانيار

نام مستعار زانیار

سن-۲۲

قد -۱۸۰

محل زندگی-تهران

وزن-۶۰

محل تحصیل-دانشگاه صنعتي تهران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 15:55  توسط پانیزا  |